ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
43
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
1 - محال است كه وجود بيابد مانند مفهوم شريك براي خدا . 2 - وجود آن ممكن است ولى وجود نيافته مانند كوه ياقوت ، يا درياى جيوه . 3 - فقط يك مصداق از آن وجود دارد ومحال است كه بيش از يك مصداق داشته باشد مانند خداوند . 4 - ممكن است كه بيش از يك مصداق داشته باشد ولى وجود خارجي آن يك مصداق بيشتر ندارد ، مانند خورشيد ، بنا بر عقيدهء كساني كه بيش از يك خورشيد را ممكن مىدانند . 5 - بيش از يك مصداق وجود دارد كه در اين صورت مصداق آن افراد فراوان ولى پايان پذير ومحدود باشد مانند ستارگان . 6 - پايان ناپذير ونامحدود باشد مانند نفوس انسان « 9 » بحث سوم : تقسيم كلّى يا بر تمام ماهيّت ( چيستى ) يا بر جزئي از ماهيّت ويا بر امرى خارج از ماهيّت شيء دلالت مىكند اوّل - وقتي كلّى بر تمام چيستى شيء دلالت كند دو صورت دارد : الف - بر ماهيت شيء واحد دلالت كند وآن خود به دو صورت تقسيم مىشود : 1 - بر مصداق كلى دلالت كند ، مانند تعريف كامل انسان وقتي تعريف شود كه : انسان حيوان انديشمند است ( حدّ تام ) . 2 - بر مصداق جزئي دلالت كند مانند بيان خصوصيّت انسان بودن براي يك فرد انسان ، مثل وقتي كه سؤال مىشود زيد چيست ؟ گفته مىشود انسان است ( كه مىتواند حدّ تام باشد )
--> ( 9 ) نامحدود ونامتناهى به دو معنى است : نامتناهى با لذّات مانند خداوند متعال ، نامتناهى بالنسبة مانند تعداد ملكولهاى آب در جهان ، در اينجا ، منظور قسم دوّم است .